رمزموفقعیت
تلاش همه جانبه و دائمي همراه با پشتكار خالص و قابليت انعطاف در پيشروي بسوي اهداف عاقبت شما را به خواسته هايتان خواهد رساند . اما بايستي اين باور را كه هيچ راه حلي وجود ندارد ، كاملاً دور بيندازيد . بايستي فوراً توجه خود را وقف تلاش هايي كنيد كه امروز از دست شما ساخته است ، حتي اگر به ظاهر كوچك و بي اهميت باشند .
با من اي عشق امتحان ها مي كني واقفي بر عجزم ، اما امتحان مي كني
مولوي
كجا مي خواهيد برويد ، همين حالا براي شروع حركت ، كوچك ترين جنبشي كه مي توانيد انجام دهيد چيست ؟ پس معطل نكنيد و آن را انجام دهيد .، خوب ! جنبش و حركت بعدي كدام است ؟ پس چرا مطلعيد ؟ و ... ديري نمي پايد كه مي بينيد كارهايي را كه حتي تصورش هم به ذهنتان خطور نمي كرده ، انجام داده ايد و آرزوهاي بزرگتري فضاي دل شما را پر كرده است
چو بستي در به روي من ، به كوي صبر رو كردم
چو درمانم نبخشيدي به درد خويش خو كردم
شهريار
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 1:12  توسط mehrdad
|
بعضي ها
بعضي ها اميدوارم سال خوب و خوشي داشته باشيد
بعضي ها سالي پر از خنده و بدون گريه داشته باشيد
بعضي ها هم اميدوارم زندگي بهشون لبخند بزنه
بعضي ها راستي تا حالا فکر کرديد زندگي يعني چه ؟؟؟
بعضي هاي ديگه ميگن زندگي يعني پا گرفتن، افتادن وبرخاستن، حركت كردن در يك نقطه نماندن، ساده ترين كلمه را آموختن ، واژه زندگي را فرا گرفتن ، سخن دل را به گوش دلنوازان رساندن.
بعضي ها ي ديگه نظرشون يه چيز ديگس ميگن زندگي يعني بر لب جويبار لحظه ها نشستن ، امروزها را با تلاش فرا كردن و به فرداهاي ديگر رسيدن .
بعضي هاي ديگه نظر ديگه اي دارن ميگن زندگي يعني به پاخاستن و با گامهاي استوار ازگذرگاه هدف ها گذشتن ، پل هاي عقب نشيني را خراب كردن و به خط ظفرمندي رسيدن.
بعضي ها هم ميگن زندگي يعني يمخوار بودن، دل هاي نوازش ناديده را نوازيدن.
بعضي ها هم زندگي رو جور ديگه ميبينن ميگن زندگي يعني ”انسان بودن ، نه ديو و دد و مهربان بودن نه درنده.
بعضي ها ميگن زندگي به ما آموخت چگونه گريه کنم اما گريه به من نياموخت که چگونه زندگي کنم .
بعضي ها هم نظرشون درباره زندگي اينه . زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هر کسي
نیمه خود خواند و از صحنه رود . صحنه پيوسته به جاست خوشتر آن نیمه که مردم بسپارند به ياد .
بعضي ها زندگي رو فقط در زنده بودن مي دونن
بعضي ها زندگي رو خوردن و خوابيدن و کارهاي روزمره روزانه ميدونن
بعضي ها زندگي رو فقط رسيدن به يه سري از اهداف خودشون مي دونن
بعضي ها زندگي رو در آينده فرزندان خودشون مي دونن و خودشونو وقف اونا ميکنن
بعضي ها هم ميگن زندگي رو اگه آسون بگيري آسونه اگه سخت بگيري سخته
بعضي ها در گذشته زندگي ميکنن
بعضي ها هم در آينده زندگي ميکنن
بعضي ها هم که عدشون خيلي کمه در زمان حال زندگي ميکنن
بعضي ها فکر ميکنن که در زمان حال زندگي ميکنن ولي وقتي دقت کني ميبيني در
حسرت گذشته و آرزوي آينده دارن زندگي ميکنن فقط در زمان حال هستن
بعضي ها تا حالا فکر کرديد چه جوري ميشه در زمان حال زندگي کرد
بعضي ها تونستيد تا حالا براي مدت زمان کوتاهي در زمان حال زندگي کنيد .
بعضي ها اگه روزي تونستيد به گذشته و آينده فکر نکنيد و فقط به زماني که توي اون هستيد فکر کنيد اونوقت مي تونيد در زمان حال زندگي کنيد
بعضي ها فکر نکنيد کار آسونيه نه خيلي سخته ولي اگه بتونيد خيلي آرامش پيدا مي کنيد .
بعضي ها اميدوارم هميشه در زندگي موفق باشيد
بعضي ها اميدوارم بتوني در زمان حال زندگي کنيد و موفق باشيد
بعضي ها فعلا خدا نگهدار همتون
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 1:10  توسط mehrdad
|
موفقيت
همیشه وبسیار خندیدن ;جلب احترام افراد هوشمند و تاثیر گذاشتن برکودکان ;شایستگی سپاسگزاری منتقدان صادق را داشتن و تحمل خیانت دوستان بد; لذت بردن از زیبایی ;بهترین صفات دیگران را دیدن; دنیا را کمی بهتر کردن چه با تربیت کودکی سالم ,درست کردن باغچه ای پربار و یا تلاش برای اصلاح یکی از شرایط اجتماعی ;دانستن این که به خاطر زندگی و وجود شما,حتی یک زندگی راحت تر شده است .
این یعنی آن که به موفقیت دست یافته اید.
رالف والدو امرسون
وقتی که از ترس هایمان رهایی یاببیم ,وجودمان ,به طور خودکار,دیگران را آزاد می سازد.
نلسون ماندلا.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 22:46  توسط mehrdad
|
با عشق سپري نماييد و با عشق به پايان ببريد
با تسلط کامل در انجام اين روش، ما يکي از بزرگ ترينالگوهاي انسانيت مي شويم. دقيقاً همانند معصومين و قديسين که به انسانيت خدمت کردند. با وجودي که تسلط بر اين روش مشکل است، اما براي دستيابي به آن هر تلاشي ارزشمند است.
سپري کردن روز با عشق يعني شما تلاش کنيد که سخاوتمند باشيد ، از بقيه تعريف کنيد و متواضع و صادق باشيد
حکمت نهفته در اين روش ساده است. در طي روز به دفعات اهميت زندگي با عشق را به عنوان بالاترين اولويت به خود يادآوري نماييد. بدين ترتيب، وقتي موردي مهمتر از عشق در زندگي شما وجود نداشته باشد معجزه اي در زندگي شما رخ مي دهد. «مسائل بي اهميت» در حد خود در نظر گرفته مي شوند و فرد به زيبايي و شادي زندگي آگاه مي گردد. هر روز از زندگي روزمره ما کيفيتي فوق العاده مي يابد و ما مهمترين واقعيت زندگي را تجربه مي کنيم.
«روز را با عشق شروع کنيد» يعني هنگامي که صبح از خواب بيدار مي شويد، قلب خود را بگشاييد، و تصميم خود را در مورد دوست داشتن همه جنبه هاي زندگي به خود يادآوري نماييد.
روز را با عشق سپري نماييد» يعني انتخاب و اعمال شما از تصميم شما مبني بر اين که دوست بداريد، صبور، مهربان و آرام باشيد سرچشمه مي گيرد. کليه امور را در حد اهميت خود بررسي کنيد و از آن يک مورد شخصي نسازيد و بيش از حد با مسائل درگير نگرديد. پس به خود و ديگران اجازه دهيد که قدري ناکامل بوده و نواقصي داشته باشند و بيش از حد پيشنهاد و انتقاد نکنيد . سپري کردن روز با عشق يعني شما تلاش کنيد که سخاوتمند باشيد ، از بقيه تعريف کنيد و متواضع و صادق باشيد.
در طي روز به دفعات اهميت زندگي با عشق را به عنوان بالاترين اولويت به خود يادآوري نماييد. بدين ترتيب، وقتي موردي مهمتر از عشق در زندگي شما وجود نداشته باشد معجزه اي در زندگي شما رخ مي دهد.
روز را با عشق به پايان ببريد » يعني لحظاتي از روز را به يادآوري و سپاسگزاري اختصاص دهيد. شايد به دعا کردن يا تأمل و تفکر بپردازيد يا به روزي که سپري کرده ايد نظري بيندازيد و در حين مرور کارهاي روزانه متوجه شويد که هدف زندگي و عشق با اعمال و انتخاب هاي شما به خوبي هماهنگ شده اند. شما اين کار را انجام داده ايد نه به خاطر کسب امتياز يا سخت گيري به خود، بلکه صرفاً براي تجربه نمودن آرامش تام با هدف دوستي و شناخت فضاهايي که فردا با عشق بيشتري در آن عمل نماييد.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 2:6  توسط mehrdad
|
تكنيك يكبار يادگيري براي هميشه
اين روش که يکی از قويترین روش های يادگيری است در سال 1996 توسط فردی به نام رابينسون ابداع شد. در اين روش سعی بر اين است تا با ايجاد زمينه ای در ذهن قبل از مطالعه، روند يادگيری فعال تر و آسان تر گردد.
(SQ3R) مخفف اين کلمات است:
پيش خوانی (Survey)، سؤال سازی (Question)، خواندن (Read)، بازگويی و تعريف (Recite) و مرور (Review).
در ادامه به مراحل مختلف این روش اشاره میکنیم:
پیش خوانی:
درسی را که میخواهید بخوانید، ابتدا پیش خوانی کنید. سعی کنید برای پیش خوانی از روش زیر استفاده نمایید:
- نگاهی سریع و گذرا به متن بیندازید.
- نکات مهم و کلیدی را بیابید.
- سؤالات و تمرین های آخر درس را مرور کنید.
- پاراگراف اول و آخر و خلاصه درس را به شیوه ای گذرا بخوانید.
سؤال سازی:
در ذهن خود سؤالاتی راجع به موضوع درس بسازید. برای این کار میتوانید:
- عناوین و تیترها را بصورت سؤال درآورید.
- از خود بپرسید: "راجع به این موضوع چه میدانم؟"، "معلم راجع به این موضوع چه چیزهایی میگفت؟" و سؤالاتی از این قبیل.
خواندن:
متن درس را بطور کامل بخوانید. در هنگام خواندن:
- به دنبال جواب سؤالاتی باشید که در ذهن خود ساخته بودید.
- به سؤالات آخر درس جواب بدهید.
- زیر نکات مهم خط بکشید.
- اگر مطلبی را درست نفهمیده اید، دوباره آن را بخوانید.
بازگویی و تعریف مطالب:
بعد از آنکه خواندن یک بخش به پایان رسید، به بازگویی مطالب آن بپردازید.
- مطالب درسی را از حفظ برای خود تکرار کنید و یا خلاصه نویسی کنید.
- در تکرار مطالب از روشی که متناسب با تکنیک یادگیری تان است، استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که هر چه بیشتر از حواس پنجگانه خود استفاده کنید، مطالب بهتر در حافظه تان جای میگیرد.
قدرت یادگیری سه برابر میشود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن.
و این قدرت چهار برابر میشود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن و نوشتن!
مرور مطالب:
بعد از آنکه مطالب را بطور کامل خواندید و برای خود بازگو کردید، نوبت به مرور مطالب میرسد.
- روز اول: بلافاصله بعد از مرحله تعریف و بازگویی، 5 دقیقه سریع مطالب را مرور کنید.
- 24 ساعت بعد: کتاب را ورق بزنید و به نکات مهم نگاهی بیندازید، به مدت 5 دقیقه این کار را انجام دهید.
- یک هفته بعد: به مدت 5 دقیقه مطالب درسی را مرور کنید. برای مطالبی که به نظرتان سخت تر است بیشتر وقت بگذارید.
- و به همین ترتیب هر چند وقت یکبار مطالب را مرور کنید تا هنگام امتحان به مشکلی برخورد نکنید.
به خاطر داشته باشید:
کسانیکه مطلبی را 6 بار پیاپی میخوانند در مقایسه با کسانی که در 6 نوبت و هر بار 5 دقیقه. این کار را میکنند، درصد یادگیری کمتری دارند.
چرا که در فواصل زمانی قدرت پردازش ذهن بالاتر میرود
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 1:33  توسط mehrdad
|
بنام خدا
« مــردان و زنــان در محيـط كــار»
برداشتـي از كتـاب :
" مـردان مـريخي ، زنان ونوسـي در محيط كـار"
اثـر: دكـتر جـان گـري
با تحول جوامع از اقتصاد بر مبناي كشاورزي به رشد صنعتي و سرعت گرفتن فن آوري در اروپا و در پي آن آمريكا و سپس ژاپن و آسياي جنوب شرق و درطي دهه هاي اخير چين و كره ، كشورهاي ديگر نيز مانند كشورمان ، نه بطور كامل و برنامه ريزي شده ، بلكه مقطعي و ناپيوسته پذيراي اين رشد صنعتي شده و متاسفانه در اغلب زمينه ها مضرات و مشكلات و پيامدهاي منفي صنعتي شدن شامل جامعه و مردم گرديد .
اما نكته مهم و خوشايند اين است كه مي توان مانند اكثر كشورهاي پيشرفته صنعتي با بررسي و علل يابي و سپس برنامه ريزي دراز مدت از ميزان اثر اين مضرات كم و كمتر كرد ; حتي در آينده در بعضي از زمينه ها الگوئي براي آن كشورها شد . چرا كه نه !؟ همانطور كه ژاپني ها از فكر و نظرات متفكرين غرب در عرصه مديريت و كنترل كيفي استفاده نمودند و الان الگوئي براي آن كشورها شده اند.
با سرعت گيري رشد فن آوري ، اصطكاك ميان افراد در ارتباطات بين يكديگر و همچنين كار با دستگاهها و تجهيزات بيشتر و بيشتر مي شود .
بهبود كيفيت محصولات نياز به دقت در ساخت و سلامت بيشتر محصول دارد ، اين دقت و سلامت بوسيله دستگاهها و تجهيزات دقيق تر و با بازرسي و كنترل محصول در تمامي مراحل ساخت و دقت بيشتر ميسر خواهد شد.
با بوجود آمدن رقباي جدي در سطح جهان و جهاني شدن بيشتر اقتصاد ، پيدا كردن مشتري و عرضه كالاي ارزانتر و با فن آوري پيشرفته تر ، ديگر نه مسئله هر سال يا ماه ، بلكه مسئله روزانه اين شركتها شده است. در اين شرايط است كه مواجهه با ظهور اثرات مخرب زيست محيطي از يكسو و تنشهاي رواني بيشتر در بين نيروي انساني شده ايم. خوشبختانه خود اين كشورهاي پديد آورنده و رشد دهنده فن آوري نوين ، شاخه هاي علمي جديد و تكامل يافته اي براي برخورد و حل اغلب اين موارد و معضلات بوجود آورده و بكار بسته اند .
ضروريست كه ما نيز از اين علوم و تجارب بكار گرفته شده بهره برده و بعد از تطبيق آنها با شرايط داخل كشورمان ، با كار تحقيقاتي و مستمر ، آنها را به اجرا درآوريم . از عوارض همه گير و قابل لمس آنها در محيط هاي اداري (كاري) كشور ، همانا رشد فزاينده فشارهاي عصبي و رواني است كه اكثر آنها با آموزش صحيح ، به موقع و مستمر قابل حل مي باشد . از ياد نبريم كه انسان ماشين نيست كه با تعويض قطعه براي مدتي به كار خود به خوبي ادامه دهد. بلكه نيازهاي روحي او مانند نياز جسماني احتياج به رسيدگي و تغذيه دائم از سوي جامعه (متفكرين، برنامه ريزان و حكومت) و از همه مهمتر خود افراد (خودسازي) با مطالعه و بكار بستن و عمل به دانسته هاي جديد و كوشش در جهت بهبود توانائيهاي روحي و قابليتهاي فردي ، بطور هميشگي و پيوسته خواهد داشت. از جمله اين آموزشها ، آموزشهايي است كه سبب شناخت بهتر مردان از زنان و بالعكس و تلاش در تغيير عادات ناكارآمد و يا غلط شان در ارتباط گيري و تداوم آن است ; اين آموزش هم براي شوهران در ارتباط با همسرانشان ، هم پدران با فرزند دخترشان ، هم مادران با فرزند پسرشان ، هم خواهران با برادرانشان و بالعكس مفيد خواهد بود.
و اگر بخواهيم از حوزه خانه و خانواده خارج شويم ، همانا مفيد براي جامعه در حوزه كارخانجات و ادارات و كليه امور مرتبط با خريد و فروش (بازار) خواهد بود.
با اين مقدمه مي پردازم به اصل مطلب و آن موضوع اينستكه مردان چگونه مي توانند در محيط كار موفق تر باشند؟
اين پرسش براي زنان نيز مطرح است. آيا مردان در ارتباط با زنان و بالعكس زنان در ارتباط با مردان احتياج به آموزش دارند ؟
آيا در شرايط فعلي ارتباط گيري مردان با زنان و بالعكس مناسب است ؟
چكار كنيم كه اين ارتباط گيري بهتر و مناسب تر شود ؟
در جواب ميتوان چند پاسخ كلي داد و سپس به چند راهكار ريز و قابل لمس تر اشاره نمود.
اول اينكه ، چه مرد و چه زن ، بجاي برداشت از قبل فردي از جنس مخالف ، براي يكبار هم شده به برخورد خود انديشيده و سعي كنند با تمرين ، و به مرور زمان ، اصل نسبي بودن مسائل را در قضاوت بين افراد و تقسيم نكردن به اشخاص خوب و بد تعميم دهند . بعبارتي افراد را نه كاملاً بد و نه كاملاً خوب ببينند.
زيرا كه همه انسانها ممكن است خطا كنند ، اين خطا ممكن است بزرگ يا كوچك باشد. مهم تشخيص آن ، برخورد سالم با آن و اگر خطاكار بوديم ، تلاش صادقانه در حل آن مي باشد.
دوم اينكه ، هم مرد و هم زن بايستي بپذيرند كه بدليل ساخت ژنتيكي و جنسي داراي خصوصياتي متفاوت ميباشند كه بهتر است كه اين را پذيرفته و به اين تفاوتها احترام گذاشت. كمك كردن به يك خانم در زمانيكه يك بار سنگين را ميخواهد بردارد ، گوش دادن و توجه بيشتر به صحبتهاي زنان ، توجه به جزئيات ارتباط و افزايش كيفيت ارتباطات ، از جمله كارهايي هستند كه مردان در ارتباط با زنان مي توانند انجام دهند. احترام به در خود فرورفتن مقطعي (غارتنهايي) مردان ، تقدير و تشكر بموقع و بيشتر ، رك گوئي و بيان اظهارنظر بدون حاشيه روي از كارهايي هستند كه زنان در ارتباط با مردان مي توانند انجام دهند.
نتايج حاصل از تغيير
وقتي به روشهاي مختلف ارتباط ميان زن و مرد توجه مي كنيد و به موضوع حل مسئله در محل كار مي رسيد بهتر مي توانيد احترام ، حمايت و اعتمادي را كه شايسته آن هستيد به دست آوريد. با ايجاد تغييرات جرئي ، اما مهم و معني دار ، در روشي كه خود را به ديگران معرفي مي كنيد و به ديگران واكنش نشان مي دهيد به نتايج فوري و قطعي مي رسيد. در اداره و محل كار ، وقتي مي آموزيد به ارزشها و قواعد موردنظر زنان و مردان احترام بگذاريد ، مي توانيد به بهترين شكل ممكن مانور دهيد.
در محيط كار ، ما اغلب به قدري متفاوت هستيم كه انگار از سياره هاي متفاوتي آمده ايم. مردها از مريخ و زنها از ونوس آمده اند. با درك بيشتر از اين تفاوتها ، دنياهايمان به هماهنگي بيشتري مي رسند و همكاري و همراهي و تعاون ميانمان افزايش مي يابد. لزومي نيست كه تفاوتها توليد جدايي و تنش كند. با درك درست و روشن تفاوتهايمان ، احترام و اعتماد متقابل ميان زنان و مردان افزايش مي يابد و سطوح مختلف محيط كار غني و سرشار مي شود.
بدون درك مثبت تفاوتهايمان ، بسياري از امكانات براي همكاري و رسيدن به اعتماد متقابل فراموش مي شوند. در بسياري از مواقع مردها متوجه ارزشي كه زنها به محيط كار مي آورند نيستند و زنها هم روي حمايت مردها حساب نمي كنند. اگر بتوانيم اختلافات و تفاوتهاي خود را به شكل مثبت تري حل كنيم ، زنها و مردها در سطوح مختلف كار مي توانند قدر يكديگر را بيشتر بدانند.
با دانستن اين موضوع مهم ، زنها و مردها در موقعيتي قرار مي گيرند تا در انديشه و رفتار خود تجديدنظر كنند ، به ديگران احترام بيشتري بگذارند و از حمايتي كه طلب مي كنند برخوردار گردند.
بدون اين علم و اطلاع امكان انتخابي نداريم. بدون درك مثبت و عميق تفاوتهاي احتمالي خود به همان كاري كه قبلاً كرديم و به همان نتايجي كه قبلاً داشتيم مي رسيم. بارها و بارها در محيط كار ديگران را سرزنش مي كنيم ، زيرا براستي نمي دانيم كه مسائل ما از چه گونه است و چه ويژگيهايي دارد. بدون درك روشن و واضح از اين موضوع كه چگونه ندانسته و ناخواسته درهاي همكاري را مي بنديم نمي توانيم رفتارمان را تعديل كنيم و در نتيجه نتايجي را كه نصيبمان مي شود ، تغيير دهيم.
افراد موفق كساني هستند كه مي توانند اجزاي مختلف خود را به طرزي كه با هدفهايشان همخواني داشته باشد ابراز كنند.
براي مثال ، تفاوت ميان يك بازيگر خوب و يك بازيگر نه چندان مطرح اين است كه بازيگز خوب مي تواند احساسات اصيل خود را در نقش هاي خود بروز دهد ، مي تواند مطابق خواسته نقش خود ظاهر شود. به همين شكل در محيط كار ، براي اينكه به موفقيت برسيم ، بايد مطابق نقشهاي تغيير يافته خود ظاهر شويم. آگاهي بيشتر از تفاوتهاي جنسيتي به شما انعطاف بيشتري مي دهد تا سبك غريزي روابط خود را با سبك موثرتري عوض كنيد. وقتي بتوانيد سبك خود را با نيازهاي قابل تغيير ديگران تطبيق دهيد ، توانايي شما براي ايجاد موفقيت افزايش مي يابد.
در محل كار ، هر موقعيت و هر تبادل و ارتباطي مستلزم تغيير دادن طرز ابراز خويشتن است. آنچه در يك موقعيت مناسب است لزوماً در شرايط ديگر مناسب نيست. اشتباه و ساده انديشي است اگر گمان كنيم در همه شرايط مي توانيم خويشتن واحد و ثابتي از خود به نمايش بگذاريم. البته در مواقعي مي توانيم آرام بگيريم و صرفاً خودمان باشيم، اما در ساير مواقع بايد خودمان را تطبيق دهيم تا به طرزي مثبت تفسير و ارزيابي گرديم. يك مبتدي ممكن است بگويد : « من اين هستم و تغيير نمي كنم » اما يك حرفه اي واقعي مي گويد: « چگونه مي توانم خدمات بيشتر و بهتري ارائه دهم ؟» و بعد به جزيي از خود توجه مي كند كه با نقش او همخواني بيشتري دارد. البته همه ما بخشهايي از شخصيتهاي مردانه و زنانه را در خود داريم. با علم و اطلاع بيشتر از اينكه چه مي خواهيم ، مي توانيم بخشي از خود را كه موردنياز است عرضه كنيم . براي اينكه در محل كار موفق شويم بايد آنچه را كه لازم است ارائه دهيم و بعد بكوشيم و بخواهيم كه نيازهاي شخصي ما در خانه و يا در بيرون از محيط كار برآوردن شوند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 7:53  توسط mehrdad
|
معجون خوشبختي
استرنبرگ طي پژوهش هاي خود به اصولي دست يافته كه معتقد است اين اصول از عناصر اساسي روابط رضايتبخش زناشويي بوده و در اكثر خانواده هاي موفق، جريان داشتند چنين قواعدي در روابط و تعاملات همسران قابل رديابي و شناسايي است.
او براساس نتايج پژوهش هاي خود به همسراني كه خواهان روابطي رضايتبخش تر و پربارتر هستند توصيه مي نمايد تا با به كارگيري آگاهانه اين فنون و قواعد بر غنا و صميميت روابط خود بيفزايند و برقراري روابط مطلوب را هنر و مهارتي تلقي كنند كه همچون هر هنر و مهارت ديگري تحقق آن نيازمند يادگيري، تمرين، تلاش و پيگيري جدي است.
استرنبرگ مي گويد: همسران موفق فعالانه در پي شناسايي علايق، احساسات و نيازهاي شريك زندگي خود هستند، اين تلاش علاوه بر آن كه موجب خواهد شد تا طرف مقابل احساس كند كه همسرش براي او و نيازها و حالاتش احترام و ارزش قائل است، اين قدرت را به فرد مي دهد تا يك پيش بيني از علايق و حالات همسر خود داشته باشد كه اين خود موجب مي شود تا فرد بتواند در راستاي ارضاي نيازها و علايق شريك خود گام بردارد و موجبات شادي و رضايت خاطر او را فراهم كند حتي پيش از آن كه همسر، مستقيما تقاضايي را مطرح كرده باشد.
شركاي موفق به موقع در رفتار و حالاتشان تغييرات متناسب را ايجاد مي كنند، آنها در روابط خود انعطاف پذير و سازگارند. تنها با انعطاف پذير بودن است كه همسران مي توانند به طور موفقيت آميز با چالش ها و مقتضيات و فراز و نشيب هاي اجتناب ناپذير روابط زناشويي به طور موفقيت آميز رو به رو شوند.
شركاي موفق برخوردار از حد مطلوبي از خودشناسي هستند، آن ها با خود صادق اند و شناخت مطلوبي از نقاط قوت و ضعف خود دارند، بي تعصب و سوگيري به داوري افكار و اعمال و انگيزه هاي خود مي نشينند و فلسفه و اهداف سالم مشخصي براي زندگي خود دارند.
شركاي موفق براي يكديگر و رابطه شان ارزش و اهميت بسيار قائلند و يكديگر را همانگونه كه هستند مي پذيرند در عين حال كه همواره درصدد رشد و ارتقا و تصحيح و شكوفايي هر چه بيشتر شخصيت خود و همسر خويش هستند. آن ها به واقعيت يكديگر عشق مي ورزند نه به چهره هاي ايده ال يافته و پرداخته ذهن خود. يك همسر رويايي بي نقص است، واجد تمام ويژگي هاي مطلوب و برتر، اما چنين موجودي غالبا تنها در ذهن مي تواند وجود داشته باشد نه در واقعيت. شما مي توانيد عاشق يك فرد كامل و بي نقص شويد، روابطتان چند صباحي ادامه مي يابد، سعي مي كنيد همچنان تنها صفاتي برتر و كامل را در او ببينيد، اما دير يا زود بادكنك وهم شما خواهد تركيد و شما با واقعيات شريك خود آشنا خواهيد شد و آن موقع ممكن است خيلي نااميد و پريشان شويد، نه الزاما براي اين كه او آدم نامناسب يا بدي است بلكه براي اين كه او يك انسان است مثل همه انسان ها و مثل خود شما، با نقاط قوت و ضعف خاص خودش.
شركاي موفق همواره در جهت ايجاد تغييرات مثبت در خود و ديگري و زندگي مشتركشان تلاش مي كنند، همواره در جهت تفاهم و همدلي بيشتر گام بر مي دارند و در عين حال سعي مي كنند موارد تغيير ناپذير نامطلوب موقت يا دائم را با صميميت و هوشمندي، تحمل پذير كرده و با پذيرش آن ها و در پيش گرفتن رويكردي عاقلانه و سالم مانع مضاعف شدن مشكلات و مسائل در زندگي مشترك خود شوند.
شركاي موفق با يكديگر صادق و راحت هستند. همه ما اشتباهات و نواقصي داريم اما اغلب، مايل به پذيرش آنها نيستيم. گاهي دورغ گفتن و تحريف واقعيت، به جاي روراست بودن سهل تر و ساده تر به نظر مي رسد اما مسئله اين است كه اين عناصر مي توانند تهديدي براي سلامت روابط و كيفيت آن به شمار آيند، البته در عين حال طرفين بايد ظرفيت برخورد صحيح و عاقلانه و رشد يافته با مسائل مطرح شده توسط طرف مقابل را نيز در خود گسترش دهند تا همسر از صادق و روراست بودن با شريك خود احساس نگراني و ناراحتي نكند و مطمئن باشد كه تصحيح و تعديل و داوري افكار، رفتارها و رويدادها در چارچوب منطق و توافقات و اهداف مشترك صورت خواهد پذيرفت.
زندگي مشترك بايد محيطي باشد كه طرفين در بستر آن ضمن ارضاي سالم نيازهاي معقول و بهنجار، دوشادوش يكديگر در راستاي خود شكوفايي، زايندگي و تماميت گام بردارند و اين ميسر نمي شود جز در فضايي آكنده از اعتماد و اطمينان متقابل. وقتي شما مي بينيد كه در موقعيتي مي توانيد با يك دروغ موضوع را فيصله دهيد، اگر اين كار را بكنيد ممكن است بعد به گفتن دروغ عادت كنيد يا اصلا در موارد بعدي به خاطر دروغ هاي قبلي مجبور به گفتن دروغ هاي بيشتر و بزرگ تري شويد و به اين ترتيب است كه به تدريج رابطه شما به يك رابطه سطحي و بي محتوا تبديل مي شود و هنگامي كه دو شريك در چنين فضايي با يكديگر تعامل مي كنند رابطه را فاقد غنا و معناي واقعي احساس مي كنند چرا كه رابطه ديگر فاقد عمق و اعتماد و اطمينان لازم شده است.
شركاي موفق اوقات خوشي را با همكاري در يك كار مشترك يا گردش و تفريحي صميمانه يا هم صحبتي با هم سپري مي كنند، از كنار هم بودن احساس رضايت و راحتي و آرامش مي كنند و به جاي منتظر ماندن براي اوقات خوش، خود آن را خلق مي كنند. در عين حال آن ها مي دانند كه زندگي همواره خوشي و راحتي و كاميابي و توافق نيست و اختلاف نظر و مشكلات و ناكامي ها نيز اجزاي اجتناب ناپذير زندگي واقعي اند و گاهي به اين واقعيت در اين وهله ها نيز سعي مي كنند تاحد ممكن برخورد معقول و رشد يافته اي داشته باشند و حتي به مسائل به عنوان فرصت هايي براي رشد و تحول بنگرند. در واقع يعني شما مي توانيد در عين حال كه كاملا صادق و خيرخواه و عاقل هستيد در روابطتان شاهد ايجاد و رشد مشكلات و مسائلي باشيد اما با برخورد صحيح با آن ها و نگريستن به آن ها به عنوان فرصتي براي تطابق و رشد متقابل، حتي باعث نيرومندتر شدن و عميق تر شدن رابطه تان شويد.
نهايتا اين كه شركاي موفق باشريك زندگي خود همان گونه رفتار مي كنند كه مايلند او باآن ها رفتار كند، تلاش در جهتت تحقق اين نگرش، در ايجاد همدلي و درك متقابل كه لازمه رابطه عاشقانه موفق و پايدار است بسيار كمك كننده و موثر خواهد بود.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 17:55  توسط mehrdad
|
صميمت
دو تا صميمت و دوستي داريم كه اگه جوانان و نوجوانان ما با اين دو انس بگيرند در صد بالايي از فسادها و انحرافات جوانان ما حل و فصل مي گردد. تا زماني كه جوان زير سايه والدينش زندگي مي كند صميمت و دوستي با پدر و مادر و زماني كه پا در زندگي مشترك گذاشت صميمت و دوستي با همسراين دو حلال بسياري از مشكلات و فسادها مي باشد.
جوي كه متاسفانه به غلط در بين خانواده هاي ما حاكم است اقتدار و ابهت و يگانه بودن مقام پدر است.در حد احترام اين ابهت لازم است اما مرد در زندگي چه در مقام پدر و چه در مقام همسر، خود بايد از ابهت كاذب خود بكاهد تا زمينه را براي صميمت همسر و فرزند خود ايجاد كند تا محرم راز و پناهگاه انان گردد.
اما نكته اي كه متاسفانه خيلي از ما ناخواسته از آن غافليم اين است كه هر چه قدر اين ابهت و يگانه بودن مقام بيشتر به زن و فرزند تلقين شود به همان مقدار بي اعتمادي و دوري از يكديگر نيز ايجاد مي شود.
در پرونده دختران فراري در صدي از علت فرار انها اين بوده است كه مهماني يا جايي رفته اما در بازگشت به منزل تاخير كرده اند و همان ابهت يا به عبارتي ترس از زد و خورد باعث امتناع آنان از بازگشت به خانه شده و آغاز فساد و خراب شدن آينده شفاف يك دختر يا پسر معصوم مي شود چرا كه آغوشهاي گرم خائن ديگر به انتظار آنها نشسته اند. در صورتي كه اگر جو دوستي و اعتماد بر خانه حكمفرما بود در نهايت آسايش و ارامش به آغوش گرم خانواده باز مي گشت و علت تاخير خود را توضيح مي داد.
مقدمه كوتاهي بود براي بازگو كردن حادثه تلخ و ناگواري كه در اين روزها به شيوه بسيار وحشتناكي زنان و دختران ما را تهديد مي كند و چون سايه شوم مرگ قدم به قدم به تعقيب آنها نشسته است.
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 22:53  توسط mehrdad
|
...كاري را آغازكرده ام
كه سالها انجامش را به فراموشي سپرده بودم.
كاري كه حاصلش ،
كشف آن است كه ؛
من كيستم ؟
ودرطلب چيستم ؟
مي خواهم انتخاب كنم .
و آنگاه كه تصميم خودرا نه بر پايه وظيفه
كه بر مبناي اختيار بگيرم ،
به يقين ،
براي خود،
براي مردمي كه دوستم دارند و
براي مردمي كه به انها عشق مي ورزم ،
تصميمي پرثمرتر خواهدبود.
لوئيزفلچر
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 23:39  توسط mehrdad
|
Whaever the struggle
Continue the climb
It may be only
One step to the summit.
مبارزه هرقدر صعب،
صعود را ادامه بده
شايد؛
قله تنها در يك قدمي تو باشد.
ديانا وست ليك
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 23:35  توسط mehrdad
|